1 دقیقه زمان برای مطالعه
۳۰ دی ۱۳۹۵

کاغذبازی و برف‌بازی

یک روز برفی ولی آفتابی در جنگل

روز اول من نسبتا بی پروا بود. در حقیقت، برای بخش بهتر از صبح روزنامه بود. هرچند من نوعی از کارهای کاغذی هستم، بنابراین ذهنم را نادیده گرفتم (به کسی نمی گویم).

پس از اتمام تمام اشکال مورد نیاز تمام شد، ما برای بررسی برخی از دنباله ها، یکی از وظایف اصلی ما بود. تیلور شوتول، رنجرهای همکار من و من تقریبا 8 مایل از اسنواش را چیده بود. ما یک روح دیگر را نمی بینیم. من می توانم به این مورد استفاده کنم. من معتقدم همه چیز در بهار متفاوت خواهد بود.

چند هفته آینده خیلی پر می شود:

آه، من یک روباه را دیدم! من به سختی خودم را از فریاد زدن برای Seamus Finnegan محکوم کردم، قبل از اینکه متوجه شدم که آن را فقط در برف پوشانده ام و نه یک Charm Patronus. من هرچی نگاه می کنم شما هرگز نمی دانید زمانی که شما ممکن است به یک جادوگر اجرا کنید. شما باید آماده باشید.