۶ مهر ۱۳۹۶

تابستان پیش چگونه گذشت

تا به حال من هرگز به آنچه که من تابستان گذشته انجام دادم به کسی نگفتم. این فردی بود که می گفت آنچه را می دانستم، اما از آنجا دور بود. این همه با Land Rover من از یک دوست قرض گرفته شد. برنامه ای نداشتم هیچ برنامه ای وجود ندارد من فقط شروع به رانندگی کردم و در نهایت خودم را در بیابان یافتم. در آنجا من این متخصص دندانپزشک قدیمی را دیدم که به من گفت که من برای چیزهای عالی تعیین شده بودم. او خنده دار بود. و سپس او ناپدید شد

آن روز بعد، این چهره صخره را برای یک گلوله از غروب خورشید بالا گرفتم و به مدت یک شب به آنجا رسیدم. مرد دارویی دوباره ظاهر شد، بوی حتی جالب تر از قبل. او به من گفت که من به چیزهای انگور هدایت شدم. من گیج شدم و سپس او ناپدید شد چیزهای انگور؟

شما به چیزهای فرادرخشان هدایت می شوید.

— انسان بیکار پزشکی

من به یک بالن هوای گرم بر سرم بیدار شدم. آنها از دست دادند و پرسیدند آیا من می خواهم یک بالابر هنگامی که با ماجراجویی ارائه می شود، فقط می گویند "بله" این شعار من است و بالا رفتم من چیز دیگری را به یاد نمی آورم